اجازه هست (کامنت یکی از دوستان)
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛
اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟
ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛
اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟
بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛
اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟
ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛
اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟
بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه
یک رود پر از ستاره در جریان است
من در سر خود ابر زیادی دارم
جیب کلمات من پر از باران است

من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو, تنهاتر از من می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را
زندگی زیباست ای زیبا پسند
زنده اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان از جان گذشت
آري آري زندگي زيباست
زندگي آتشگهي ديرينه پا بر جاست
گر بيفروزيش رقص شعله هايش در بيكران ها پيداست
ورنه خاموش است
و خاموشي گناه ماست

صدا کن مرا ...
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که
در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش ،
من از طعم تصنيف از متن ادراك يك كوچه تنهاترم
بيا تا برايت بگويم
چه اندازه تنهايي من بزرگ است
![]()