شنبه هشتم بهمن 1390
آذربایجان: حزب توده و فرقه دموکرات قسمت دوم
ادامه مطلب
شنبه هشتم بهمن 1390
آذربایجان: حزب توده و فرقه دموکرات قسمت اول
نویسنده : یرواند آبراهیمیان
مترجم : روشنی زعفرانلو، قدرت الله
چکیده :
اولین سران حزب توده در تهران که میتوان آنان را سخنگویان حزب کمونیست در ایران دانست اعتنایی به عقاید و اظهارات متکلمین زبانهای محلی نداشتند و حتی بهانهجوئی آنان را برای مستقل بودن زبان مورد تحقیر و تمسخر قرار میدادند.ارانی بنیانگذار روحانی حزب توده در ایران بهترین نمونه از صدق این نظر است.ارانی در تبریز متولد شده ولی در تهران نشو و نما یافته بود.او مانند اکثر روشنفکران عصر خود طرفدار پروپا قرص تمرکز یافتن زبان پارسی در سرتاسر مملکت بود.ارانی تحت عنوان آذربایجان یا یک مسئله حیاتی ایران در مجلهء فرنگستان(1924)چنین نوشت:آذربایجان مهد تمدن ایران زبان خود را که فارسی بوده از زمان حملهء وحشیانهء مغول به ایران از دست داده است1.ارانی در مقالهء خود آگاهی داده بود که بیتوجهی به زبان فارسی باعث بروز مشکلات بزرگی برای آذربایجان و ایران خواهد شد و امکان دارد دسته و یا گروهی در محل خود را به غلط ترک دانسته و در سر تمایلات تجزیهطلبانهای داشته باشند.ارانی برای پیشگیری از این فکر و علاج واقعه پیشنهاد کرده بود که دولت باید فکر زبان ترکی را از اذهان به دور کند و زبان فارسی را گسترش بیشتر بدهد و جایگزین زبان ترکی بشود.
ادامه مطلب
پنجشنبه ششم بهمن 1390
"رويداد سياهکل”: نابالغی خودخواسته، جمشيد طاهریپور قسمت آخر
بازانديشی مشی مسلحانه
بهار۱۳۵۲: هو- هو- هو شی مين! با بدرقهی سرود دستهائی که رزم آهنگ میخواندند، وارد زندان شماره ۳ "قصر" شدم. "جزنی" مرا در آغوش گرفت و در حالی که دستهايمان يکديگر را میفشرد، سرهامان افراشته بود و در نگاه سوزانمان ستارهای میدرخشيد! در حلقهی "جزنی"، من در شمار نزديک ترين کسان به او بودم و در مباحثی که با تحرير نقدهای او به "احمدزاده" و "پويان" همراه بود، مشارکت داشتم. به زير کشيدن "سلاح" از جايگاه مرتفعی که در ديدگاه "احمدزاده" داشت، از مضامين محوری نقدهای او بود. "جزنی" با فرموله کردن "تبليغ مسلحانه" بمثابه "تاکتيک محوری"، اهميت مبارزات "صنفی- سياسی" را آموزش میداد و در توضيح مفهوم "تاکتيک محوری"، همهی ضرورت آن را در اين میفهميد که با ايجاد شکاف در "سد ديکتاتوری"؛ برای مبارزات صنفی – سياسی در ميان اقشار مردم راه بگشايد. (*۳۲۹-۳۲۸)
اسفند ۱۳۵۳: در اتاق تلويزيون، در بند شماره ۵ زندان قصر، "شاه" تأسيس "حزب رستاخيز" را اعلام میداشت و از ورود حيات سياسی کشور به "نظام تک حزبی" خبر داد! "شاه" مخالفان را فرا خواند؛ "پاسپورت" بگيرند و به "خارج کشور" بروند! گوئی ايران تنها از آن "حزب رستاخيز" بود؟!
از اتاق تلويزيون که بيرون آمديم، "جزنی" دستم را گرفت و به حياط برد. گفت: "اين يک جهش در ديکتاتوری شاه است" و... گفت: " ما را زنده نخواهند گذاشت...!"
ادامه مطلب
پنجشنبه ششم بهمن 1390
"رويداد سياهکل”: نابالغی خودخواسته، جمشيد طاهریپور قسمت دوم
سال تحصيلی ۴۴-۴۳: فضای دبيرستانهای لاهيجان بر اثر حضور دبيرهای جديد که ليسانسيه های تازه فارغ التحصيل بودند، بطرز محسوسی باز و نوسازی شده بود. مناسبات با دبيران قديم، يک مناسبات بسته و رسمی بود. پيش آنها بايد دگمه ميانداختيم و معمول نبود بالای حرفشان، حرف بزنيم! اما دبيرهای جديد با محصلين خود دوست بودند؛ حالا نه همه شان، اما بيشترشان. در ميان دبيران جوان، سه نفز بودند که اهل شعر و کتاب بودند و خيلی زود پای من به خانه هاشان باز شد.
ادامه مطلب
پنجشنبه ششم بهمن 1390
"رويداد سياهکل”: نابالغی خودخواسته، جمشيد طاهریپور قسمت اول
اهميت نوشتار من در عبرتهائی است که از متن بازنگری نقادانه رويداد سياهکل بهدست میدهد؛ از آن جملهاند ضرورت شناخت انسان در مقام "فرد"، بهرسميت شناختن حق او در عينيت بخشيدن به فرديت خويش و استوار کردن فرهنگ سياسی بر محور انسان شهروند دارای حق انتخاب. در حقيقت میتوان گفت نتيجهگيریهای اصلی اين نوشتار با محک جنبش حقوق مدنی و شهروندی ملت ايران، درستیشان مورد تائيد و تصديق قرار گرفته است.
متن اصلی اين جستار ساليان پيش تحرير شد و بر پايه آن ويراست اول اين نوشتار تدوين و نخستين بار در بهمن سال ۸۷، يعنی پيش از برآمد جنبش شهروندی مردم ايران – خرداد ۸۸ – در چندين رسانه انتشار يافت. اهميت نوشتار من در عبرت هائی است که از متن بازنگری نقادانه رويداد سياهکل بدست می دهد؛ از آن جمله –اند ضرورت شناخت انسان در مقام "فرد"، برسميت شناختن حق او در عينيت بخشيدن به فرديت خويش و استوار کردن فرهنگ سياسی بر محور انسان شهروند دارای حق انتخاب. در حقيقت می توان گفت نتيجه گيری های اصلی اين نوشتار با محک جنبش حقوق مدنی و شهروندی ملت ايران، درستی –شان مورد تائيد و تصديق قرار گرفته است. بر اين پايه می توان اين نوشتار را از مصاديق آموزش اساسی امانوئل کانت، فيلسوف آلمانی به حساب آورد که می آموخت تا زمانی که يک "تجربه" بر بنياد عقل نقاد بازنگری و به صورت مفاهيم علمی بازشناخته نيامده، گذشته – ايست که غالبا" در اشکال نوظهور مدام تکرار می شود. تنها با شناخت نقادانه، عقلانی و واقعبينانه "گذشته" است که انسان از آن عبور کرده؛ به "حال" می رسد و بلوغ می يابد.
ادامه مطلب
چهارشنبه پنجم بهمن 1390
این یکی هم رفت... عکسی از دیکتاتور!

دوشنبه سوم بهمن 1390
چه زیباست...
چه زیباست سرودن وقتی میدانی او میشنود,
چه زیباست دیوانگی برای او
وقتی میدانی او میبیند
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390
یک عکس متفاوت از اشغال سفارت آمریکا!
سه شنبه بیست و هفتم دی 1390
سرگذشت سرتيپ علي اكبر درخشاني

سرتیپ علیاکبر درخشانی در 9 اسفند سال 1274[1] در تهران متولد شد. پدرش علینقی خان کنگرلو از خانوادههای مهاجر قفقازی بود که بعد از انعقاد قرارداد ترکمانچای، اجدادش تابعیت روسیه تزاری را نپذیرفتند و به ایران بازگشتند.[2]
علیاکبر درخشانی تحصیلات مقدماتی را در سن 5 سالگی از مکتب خانه شروع کرد و پس از آن وارد مدرسهی همت که در آن زمان بیش از چهار کلاس نداشت، شد. پس از گذراندن چند پایه در 11 سالگی به مدرسهی نظامی اطفال صاحب منصبان بریگاد قزاق رفت.[3] بعد از مدرسهی نظامی بلافاصله وارد مدرسهی افسری ژاندارمری شد. این مدرسه به دست سوئدیها ساخته شده بود.[4] درخشانی با تلاش بسیار توانست درجهی افسری بگیرد.
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و پنجم دی 1390
چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟ / برتراند راسل
ابراهیم اسکافی برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه باز میدارد. اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن میشود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهایش را بشمارد. او این کار را نکرد چون فکر میکرد میداند. تصور کردن این که چیزی را میدانید در حالی که در حقیقت آن را نمیدانید، خطای مهلکی است که همه ی ما مستعد آن هستیم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سیاه را میخورند، چون به من این طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابی دربارهی عادات خارپشتها بنویسم، تا زمانی که نبینم یک خارپشت از این غذای اشتهاکورکن لذت میبرد، مرتکب چنین اظهار نظری نمیشوم. در هرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نویسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هیچکدامشان حتا یک مورد از آنها را هم ندیده بودند، یک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی دربارهی آنها دست بردارد. |
ادامه مطلب
