شمع حقیقت
تا بودت شمع حقیقت به دست
راه تو هر جا که روی روشن است
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 17:47  توسط سولانژ
|
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
تا بودت شمع حقیقت به دست
راه تو هر جا که روی روشن است
کم نمی گردد ز خوردن نان ما
بنگر که به دست که اش عنان است
به پندار تو:
جهانم زیباست! جامه ام دیباست!
دیده ام بیناست! زبانم گویاست!
قفسم هم از طلاست!
بر این ارزد که دلم تنهاست؟