تبليغاتX
ترانه های عاشقانه » نمونه وبلاگ

ترانه های عاشقانه

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

قلب شکستنی ست حتی با یک جمله ساده

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 13:57  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

گریه کم میاره

خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست

 گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست

اونقدرگاهی دل  تنگ میشه که گریه هم کم میاره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 13:53  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

تکرار

تکرار تمامی روزهایم

روزهایی یکسان و همانند

روزهایی یگانه و بی مانند

معجزه مکرر تکرار نازنینم

نامکرری تکرار...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:46  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

خوب بودن

من بر آنم درین دنیا

خوب بودن _به خدا_ سهل ترین کارست

و نمی دانم

که چراانسان تا این حد

با خوبی بیگانه ست
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:9  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

می سپارمت

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:22  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

درد خود نهفتن

در آن دقیقه که با من

نه تاب گفتن و نه طاقت نگفتن بود

و رنج من همه از درد خود نهفتن بود

سیاه گیسوی من

از این سکوت من آزرده گشت و هیچ نگفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 10:26  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

گفتگوی گل و غنچه

غنچه با دل گرفته گفت:  زندگی لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی؟
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 16:40  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دنیای بی وفا

گرمای نگاهت را از من گرفتی

گفتی دنیای بی وفاییست

تا اخر کلامت را سر کشیدم

نفسم مرا یاری نمیکرد

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 12:38  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

شبها

شب ها را به شمردن ستاره هاي تنهائي ام مي گذرانم تا شايد خواب سياهي ، به بزرگي همين آسمان بالا سري ، هيبت چشمانم را در خود غرق سازد .
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 13:27  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

یادداشت مهمان

عشق چیزی نیست جز بارانی از غم
پشت یک لبخند
تا که هر کس آفتابی حس کند
حال و هوایت را....
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 12:42  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

مهربان بی دریغ

نغمه در نغمه درافکنده

ای مسیح مادر ای خورشید

از مهربانی بی دریغ جانت

با چنگ تمامی ناپذیر تو سرودها می توانم کرد

غم نان اگر بگذارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 13:8  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

امواج خروشان

چون قایق شکسته ز طوفانم

ساحل مرا به خویش نمی خواند

امواج می خروشند

امواج سهمگین

گرداب می ربایدم از اوج موجها

در کام خود گرفته و تاب می دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 16:58  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

یاری

دست یکدیگر را بفشاریم به مهر

جان دلهامان را مالامال از یاری، غمخواری

بسپاریم به هم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 12:14  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

رونقی دیگر

می توانی تو به من زندگانی بخشی

یا بگیری از من آنچه را می بخشی

دفتر عمر مرا

با وجود تو شکوهی دیگر

رونقی دیگر هست

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 18:21  توسط سولانژ  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

بشکسته بال

من آن کبوتر بشکسته بال در دامم

                                           که بهر صید من این چرخ دانه ای نفکند
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 8:11  توسط سولانژ  |