💥 انتشار کتاب انکار و مقاومت

 
خوانشی جدید از فرقه دمکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد در پرتو اسناد فوق محرمانه اتحاد جماهیر شوروی به ضمیمه ترجمه اسناد

✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie

🌾کتابی که تقدیم دوستداران و علاقمندان تاریخ می گردد حاصل دو سال تلاش بی وقفه و شبانه روزی اینجانب بوده است در مورد فرقه دمکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد بر اساس اسناد دست اول کشور روسیه و ایران. این اسناد(53سند) تاکنون بصورت جامع به فارسی ترجمه نشده است کوشیده ام آنها را در مقابل اسناد آرشیوی ایرانی قرار دهم که تکمیل کننده همدیگر هستند.
کسانی که علاقه مند به این برهه از تاریخ هستند بدون شک به اطلاعات و اسناد و مطالبی بر خواهند خورد که تاکنون در این زمینه در جایی ندیده و برخورد نکرده اند.
این کتاب به مدت یکسال بوده که جهت انتشار با موانع مختلفی مواجه گشته و بخاطر درخواستهای متعدد دوستداران تاریخ، حجم زیاد و همچنین گرانی کاغذ که باعث می شده قیمت چاپی و فیزیکی آن شاید از صد و پنجاه هزار تومان هم تجاوز کند. لذا با مشورت دوستان فرهیخته و پیشنهاد آنان تصمیم گرفته شد فعلا کتاب به صورت pdf در اختیار علاقمندان قرار گیرد.

✅همچنین،این کتاب هیچ ارتباطی به هیچ ناشری ندارد و تنها بصورت فایل pdf منتشر گشته است. لذا «تمامی حقوق این اثر محفوظ است. تکثیر یا تولید آن بصورت چاپی، کپی، صوتی، تصویری و انتشار آن به هر صورت... بدون اجازه مکتوب مولف ممنوع است و پیگرد قانونی دارد».

دوستان می توانند با مراجعه به کانال تلگرامی اینجانب(@Ali_Moradi_maragheie) کتاب را دانلود کنند...

 

💥همشهری خیّرِ ما...!


✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
.

🌾در تاریخ معاصر ایران، دو تا شخصیت مشهور مراغه ایی در پیشگاه مردم غالبا منفور هستند اولی حاجی صمدخانِ شجاع الدوله که برخلاف اراده مردم در کنار استبداد محمدعلی شاه قرار گرفته و به جنگ ستارخان و مشروطه طلبان رفت و تمام عیار در خدمت روسها و استبداد محمدعلی شاه قرار گرفت.
این عمله استبداد، در سفاکی و شکنجه مشروطه خواهان چنان مهارت داشت که شکنجه شدگان، دست بدامن میرغضب هایشان می شدند تا آنان را دم توپ گذاشته و بکشند تا از درد و رنج شکنجه راحت گردند...

🌾اما دومین شخص منفور، حاج علیخان مقدم مراغه‌ای ملقب به حاجب‌الدوله، قاتل امیرکبیر است که نه تنها مجری قتل، بلکه از مخالفان سرسخت امیرکبیر بود در حالیکه خود امیرکبیر او را بالا کشیده و به مقام فراشباشی گری گماشته بود...
 نقل است که حاج علی خان مقدم مراغه‌ای وقتی فرمان قتل امیرکبیر را از شاه گرفت، چون بیم داشت که شاه از رای خود برگشته، حکم قتل را فسخ کند در نتیجه، برای اینکه به وی دسترسی نداشته باشند پس از دریافت حکم، شب را در خانه خودش نگذراند بلکه به منزل پسرش رفته و صبح زود از آنجا عازم حمام فین کاشان گردید...

🌾اگر چه ناصرالدین شاه بعدا از به قتل رساندن امیرکبیر، از کارش پشیمان شد اما  حاج علیخان مقدم مراغه‌ای نه تنها تا آخر عمر از این جنایت پشیمان نگردید بلکه حتی بدان افتخار کرده و از آن به عنوان یکی از خدمات خود یاد می کرد...!
اما مردم همیشه بخاطر کشتن امیرکبیر از او نفرت داشتند حتی وقتی این حاج علی خان حاجب‌الدوله وزیر شد مردم به طعنه می گفتند:
شاه غضب کرده اهل علم و ادب را
کرده وزیر وظیفه میر غضب را ...

🌾این مردک، امیرکبیر را رگ زد اما برای اینکه ثوابی کند در آخر عمری، مستراحی برای مردم و رهگذران ساخت تا بدین وسیله خاطره خوبی در اذهان مردم از خود بجای گذارد، اما شاعری در این مورد یک رباعی ساخته که ورد زبان مردم بود یعنی مردم وقتی در مستراح او کارشان انجام می دادند غالبا این رباعی را می خواندند!

حاجب الدوله مستراحی ساخت
تا که یادش کنند خلق از پس
هر که آنجا برفت و رید بگفت
توشه آخرت همینش بس....

 

💥كلمۀ قبيحۀ آزادى...!


✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅اولین بار «كلمۀ قبيحۀ آزادى» را به نظرم حاج ملاعلی کنی، متمولترین و متنفذترین روحانی زمان ناصرالدین شاه بکار برد.هنگامیکه امیرکبیر کشته شد برای مدت 20 سال پرونده تجددخواهی و اصلاح طلبی در ایران بسته شد یعنی تا روی كار آمدن میرزا حسین خان سپهساالار ...

🌾اصلاحات و قانونگراییِ صدراعظم میرزا حسین خان سپهسالار با مخالفت گروههاي مختلفی روبرو شد. اولین گروه شاهزادگان بودند كه حکمرانی ولایات را  در دست داشتند وقتی پای قانونگرایی سپهسالار به میان می آمد این باعثِ معین شدن میزان مالیات هر ولایت و كاهش سایر وجوهاتی كه از مردم گرفته می شد می گشت و این، خشم  حکام  خون آشامِ ولایات و ایالات را برمی انگیخت.
اما جبهه بعدی مخالفت با سپهسالار از ناحیه برخی از علما و روحانیون بود. در این جبهه، مهمترین شخص حاج ملاعلی کنی بود او آزادی را مترادف با بی بندوباری می دانست و در نتیجه، مغایر با شریعت . 
 کنی، در نامه ایی به ناصرالدین شاه مینویسد:
«كلمۀ قبيحۀ آزادى... به ظاهر خيلى خوش نماست و خوب، و در باطن سراپا نقص است و عيوب. اين مسأله برخلاف جميع احكام رسل و اوصياء و جميع سلاطين عظام و حكام والامقام است. به اين جهت... دولت را وداع تام و تمام بايد نمود... این آزادی یعنی هركس هرچه بخواهد بگويد و از طريق تقلب و فساد، نهب اموال نمايد و بگويد آزادى است و شخص اول مملكت همه را آزاد نموده است و در معنى به حالت وحوش برگردانيده... حكام و داروغه را خانه ‌نشين و عاجز نموده زياده جسارت است...»( خان ملك ساسانى،حاجى ملا على كنى به شاه، رجب ۱۲۹۰)

🌾البته این مخالفتها و رویارویی ملاعلی کنی با اصلاحات سپهسالار بر سر امتیاز رویتر و مخصوصا كشیدن راه آهن به اوج خود رسید هر قدر كه سپهسالار برای احداث راه آهن تلاش می نمود، روحانیون مخالف وی برعکس، سعی میكردند تا جلوی این كار را بگیرند. کنی در مخالفت با کشیدن راه آهن مینویسد:
«ساختن راه آهن موجب میشود كه جماعات اروپایی به ایران سرازیر شوند با هجوم عموم فرنگیان در بلاد ایران، كدام عالمی در ایران خواهد ماند و اگر بماند جانی و نفسی داشته باشد كه یکدفعه وادینا و واملتا بگوید»(آدمیت، اندیشه ترقی...ص161 )

🌾مخالفت روحانیون با سپهسالار صرفاً محدود به احداث راه آهن و یا امتیاز رویتر نبود. آنان شایع كردند كه سپهسالار میخواهد ایران را مسیحی كند و حاج ملاعلی كنی فتوا داد كه عزل سپهسالار واجب است. علما اعلام كردند كه اگر ناصرالدین شاه سپهسالار را عزل نکند نه تنها از پایتخت، بلکه از ایران مهاجرت خواهند كرد»(همان..ص179)
همچنین اختلاف دیگر میان حاج ملاعلی كنی و سپهسالار بر سر مسئله توزیع غله بود، چرا كه در شروع صدارت سپهسالار ایران با خشکسالی و قحطی همراه بود. سپهسالار پس از اینکه بافشار برخی از علما مانند کنی از صدارت کنار گذاشته شد در نامه ایی به ناصرالدین شاه چنین می نویسد:
«وقتی كه حاج ملا علی كنی غله انبار داشت و مردم از گرسنگی میمردند، من آذوقه ي عیال و خانه خودم را بیرون آورده، قسمت به فقرا میكردم. و او خرواري پنجاه تومان میبرد و غله را به امید گرانتر فروختن نمیداد و بندگان خدا تلف میشدند... حال آنها، حاج ملا علی كنی و یارانش، حافظ شریعت و  فدوی مخرب دین است...»(همان...ص160)

🌾بدین ترتیب، آن پرونده اصلاحات که با عباس میرزا در دارالسلطنه تبریز باز شده بود بار دیگر با کنار گذاشتن سپهسالار بسته شد...
حملات، هر روز گسترده میشد و شاه را نگران میکرد. سپهسالار، شاه را تشویق میکرد به مسافرت اروپا تا تحولات دنیای غرب را از نزدیک ببیند و این، خوش آیندِ سنتی ها و متقدمین نبود به همین خاطر در زمان بازگشت از سفر اروپا، به منجیل که رسیدند، در 20رجب، نامه های تندی از حاج ملاعلی کنی و سیدصالح عرب رسید که تیرخلاص را بر موقعیت صدراعظم متجدد وارد ساخت:
حاج ملاعلی کنی در نامه اش به شاه، خبر داد اگر پایِ صدراعظم به تهران رسد تاج از سرِ تو برداشته خواهد شد! و سید صالح نیز صدراعظم را واجب القتل دانسته بود! (اندیشه ترقی، آدمیت...ص267). بدنبال این تهدیدها، شاه مجبور شد صدراعظم  را عزل و  به رشت برگرداند!.

🌾پس از عزلش، اعتمادالسلطنه در مورد وضعیت غمبار صدر اعظم میرزا حسین خان سپهسالار در رشت مینویسد:
«در بالاخانه جنب تالار نشسته بودند به ایشان ورود کردم  این شخص باقوت و قدرت را که باین ذلت دیدم گریه ام گرفت در حالیکه خود او هم رقتی کرد...»(صدرالتواریخ...ص272)
بدین ترتیب، یک بار دیگر تلاش ایرانیان برای ورود به دنیای جدید و مدرن بسته شد...


 

اولین بار که زنان ایرانی رای دادند...


✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie

🌾جمهوری آذربایجان در بین کشورهای اسلامی، نخستین کشوری بوده که در 1918م .در دولت رسولزاده به زنان حق رای داد. در مشروطیت، زمانی که اولین بار مردان در انتخابات شرکت کردند زنان ایرانی، همچنان جزو مجانین و ناقص العقلها، بشمار آمده و از رای دادن محروم بودند. آنها 57سال صبر کردند تا انقلاب سفید شاه برسد.

🌾البته به قول مش قاسم، دروغ نباشد که زنان آذربایجانی در دوره فرقه دمکرات در 1324، یکبار لذت رای دادن را چشیده بودند یعنی انتخابات مجلس فرقه. و جالب اینکه، به عنوان نماینده نیز  انتخاب شده بودند چراکه در نخستین جلسه مجلس ملی آذربایجان که در 21آذر1324 در سالن سینما دیانای تبریز تشکیل گردید نام دو زن در فهرست نمایندگان مجلس آمده یعنی شمسی بدری و عفیفه ترکی!.
اما با سقوط فرقه دمکرات آذربایجان، بار دیگر زنان از این حق، محروم گشتند.

🌾هنگامیکه برخی از زنان پیشرو، سخن از مشارکت زنان در مجلس پانزدهم گفتند برخی از مردان مخالف، زنان را مسخره کرده و نوشتند که

 «اگر زنان نماینده مجلس باشند ممکن است در زمان وضع قوانین در مجلس یک مرتبه، نمایندگان زن درد زایمان بگیرند و مجلس از اکثریت بیفتد!»
مهرانگیز منوچهریان در پاسخ نوشت:
«کسانی که زنان را به واسطه درد زایمان مسخره میکنند باید بدانند که خودشان نتیجه و محصول همین درد زایمان هستند...! (انتقاد، قوانین مدنی و کیفری ایران از منظر حقوق زن...ص23)

🌾بار دیگر، موضوع، در دولت دکتر محمد مصدق، مطرح گردید، مصدق، هياتی را به سرپرستی علی شايگان برای تهیه قانون انتخابات مامور كرد. دولت ابتدا لايحه قانونی شهرداری برای انتخابات انجمنهای شهر و قصبه را در 14آبان1331منتشر کرد که زنان هم از آزادی انتخابات برخوردار بودند این نخستین گام دولت مرکزی برای به رسمیت شناختن مشارکت سیاسی زنان بوده که البته با مخالفت سرسخت روحانیون مواجه شد. شديدترين مخالفتها از سوی سيدمحمد بهبهانی بود، آنان میگفتند در «زيرِ ماسك حق رای به زنان اسراری نهفته است كه از خارج ايران و ايادی داخلی آنها سرچشمه ميگيرد»( دوانی، علی، نهضت روحانيون ايران... ج3.ص 49)
بهبهانی درباره حق رای زنان، نظر بزرگترين مرجع آن زمان( آیت الله بروجردی) را خواست و او پاسخ داد:
«مستدعی است تذكر دهيد كه در كشور اسلامی امری كه مخالف احكام ضروريه اسلام است ممکن الاجرا نیست»
 البته برخي روحانيون برجسته از قبيل آيت الله صدر و آيت الله حجت، هم مخالفت شان را اعلام كردند.(همان ...ج1ص50)
 آيت الله كاشانی نیز دولت را از اين كار بر حذر داشت، روحانيون، تظاهراتی نیز عليه حق رای زنان به راه انداختند.(اسناد مجلس شورای ملی، دوری هفدهم، تاريخ17 /10/1331)
اما درخرداد 1332 لايحه قانون شهرداری به امضای مصدق رسيد و در آن، حق رای زنان و حتی انتخابشان به عنوان شهردار، وجود داشت. اما اين لايحه با كودتای 28 مرداد فراموش شد.

🌾پس از دهسال، وقتی اسدالله علم در 23تیر 1341 به نخست وزيری  رسید لايحه انجمنهای ايالتی ولايتی را به مجلس تقديم کرد که در آن، هم حق رای و هم حق انتخاب شدن به زنان وجود داشت. اما نيروهای مذهبی اعتراض كرده و مراجع عظام مانند خمينی، گلپايگانی، شريعتمداری و حائری در منزل آيت الله عبدالكرم حائری جلسة گذاشته و تلگرافات اعتراضی به شاه فرستادند.(دوانی... ج 3، ص30)
 شاه آنانرا به سراغ علم فرستاد. و  آنها، تلگرافات تندی به علم فرستادند(.همان، ج 3، ص 42)
 امام خمینی گفت:
«از 10 ميليون نفر جمعيت زن ايران، فقط يك صد نفر زنِ هرجايى مايل هستند كه اين كار بشود (صحيفة امام،جلد 1...ص82)
البته، جبهه ملی دوم و نهضت آزادی نیز به صف مخالفین حق رای زنان و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی پیوستند که باعثِ عقب نشينی علم شد.

🌾اما زنان نیز بیکار ننشستند، اعتراض زنان در 17دی نقطة عطفی در تلاش برای دستيابی به حقوقشان بود؛
ديری نپاييد كه شاه در 16دی 1341 از تغييرات مهمی گفت، یعنی، اصول ششگانه انقلاب شاه و مردم و اصلاحات ارضی و حق رای زنان را به رفراندوم گذاشت اما همین دو مورد، مخالفتهای روحانيون را برانگيخته و رفراندوم را تحريم كردند.
در تظاهراتی که بدرخواست مراجع صورت گرفت شعار می دادند:
«ما پيرو قرآنيم         شش ماده نمیخواهيم»
شاه سلیمان بهبودی را برای مذاكره با علما به قم فرستاد اما نتیجه ای نگرفت و سرانجام به قیام 42 منجر شد...

✅تصویر زیر، مشارکت زنان در دوره فرقه دمکرات آذربایجان را نشان میدهد...
پر واضح است که وقتی خجه سلطانِ روستای ما در مراغه، برای رای دادن و تعیین سرنوشت خود، از خانه بیرون می رود وقتی به خانه برمیگردد، دیگر آن خجه سلطان سر به زیر نخواهد بود که کتکهای شوهرش مش قربانعلی را به آسانی و صبورانه تحمل می کرد و شکرگذار هم بود!