💥به مناسبت امروز: قیام سی تیر
✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅امروز مصادف است با قیام سی تیر یکی از روزهای درخشان تاریخ مردم ایران.
قیام از آنجا شکل گرفت که انتخابات دورهٔ هفدهم مجلس شورای ملی با دخالتهای گسترده ارتشیان و دربار مواجه شد. نخست وزیر مصدق، برای جلوگیری از کارشکنیهای ارتش و دربار، درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را نمود اما پس از سه روز مذاکره، شاه نپذیرفت و مصدق در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ از نخستوزیری استعفا داد.
با فرمان شاه، احمد قوام به نخست وزیری رسیده و با صدور بیانیهٔ تهدیدآمیزی با عنوان «کشتیبان را سیاستی دیگر آمد» نخست وزیری خود را اعلام نمود اما با قیام سی تیر«کشتیبانی» او چهار روز بیشتر دوام نیاورد!
🌾از اولین ساعات روز سی ام تیر، تهران وضعیت یک شهر اشغال شده را داشت، اکثر خیابانهای منتهی به مجلس در محاصره نیروهای پلیس ، تانکها و زرهپوشها درآمده بود. اولین تظاهرات از دانشگاه تهران آغاز شد، ماموران خواستند متوقف کنند اما تظاهرات گسترده تر شد. ماموران، پیاده و سواره با باتوم و سرنیزه و تاختن اسب در میان تظاهر کنندگان سعی کردند متفرق کنند اما امواج تظاهرات در میدان بهارستان به هم پیوستند «میدان بهارستان با شعارهائی که جمعیت میداد به لرزه در آمده، جمعی از میله های مجلس بالا رفتند که صدای گلوله ها بلند شد و سیل جمعیت به سوی خیابانهای اطراف بهارستان عقب نشست. تانکها در محاصره مردم قرار گرفتند، جنگ بین دو طرف شدت گرفته و کشتار آغاز شد، مردم با چوب و سنگ و آجر حمله میکردند و حاضر نبودند اجساد شهدا را ترک گویند و یا تحویل نیروهای نظامی بدهند و نظامیان و پلیس برای گرفتن نعش شهدا تلاش میکردند ولی موفق نمی شدند، اجساد بر فراز دستهای مردم می گشت و گویی مسابقه خونینی در گرفته بود برای به چنگ آوردن اجساد...!
🌾در خیابانهائیکه به کاخ شاه ختم میشد برخوردهای نظامیان خشن تر و بی رحمانه تر بود...
روزنامه شاهد مینویسد:
«جمعیتی از هر از طرف بازار به سمت میدان سپه حرکت کردند یکی از کشته شدگان را در تابوت نهاده فریاد می کشیدند یا مرگ یا مصدق... سه تا از کشته شدگان به دست مردم افتادند و هر سه نفر را مردم روی دست بلند کرده و فریاد انتقام میکشیدند و با سنگ و کلوخ به تانکی حمله میکردند و تانک هم بی دریغ مردم را زیر میگرفت و میرفت و گلوله از سر و سینه و پهلوی مردم میگذشت، در این زمان، مردم سگی را عینک زده و در گاری سوار کردند و دسته جمعی میخواندند:
قوام فراری شده سوارکاری شده...»
(گزارش روز، روزنامه شاهد، سی و یک تیر،1331)
🌾اما کم کم رغبت سربازان برای سرکوب مردم کمتر و کمتر گردید، آسوشتیدپرس گزارش داد که نزدیک توپخانه، سه هزار نفر از مردم بطرف تانکی حمله ور شدند ولی سربازان و مردم بجای حمله، یکدیگر را در آغوش کشیدند و بوسیدند»
(انقلاب سی تیر، حسین مکی، 1331،ص61)
تعداد کشته شدگان دقیق نیست از 21نفر تا ۶۳ تن اعلام شده. بدین ترتیب، دربار عقب نشسته، قوام از نخست وزیری استعفا داده و مصدق به قدرت بازگشت...
🌾اما یکسال بعد، به میزانی که به کودتای 28مرداد نزدیک میشویم دیگر از این امواج مردمی و شعار «زنده باد مصدق» خبری نیست و کم کم طرفداران مصدق، تحلیل می روند، حتی خود جبهه ملی نیز خسته و از تب و تاب افتاده و تعدادی از رهبران آن به دشمن پیوسته بودند و حزب توده مانده بود با دروغهای کیانوری!
کیانوری بعد از کودتای 28مرداد ادعا میکند که او و همچنین خانمش مریم که دختردایی مصدق بود، بارها با خانه مصدق تماس گرفته و کسب تکلیف کرده که اجازه دهد تا اعضای حزب توده به خیابانها بریزند و با کودتاگران مقابله کنند، اما مصداق نگذاشته و گفته:
«اوضاع قابل کنترل است شما هیچ اقدامی نکنید»
(خاطرات کیانوری...ص277....)
اینکه آیا در روز کودتا، چرا کودتاگران تلفنها و مخابرات را مختل نکرده بودند خود از عجایب است!
اما برای مقابله با کودتاگران، چه نیازی به اجازه مصدق بوده؟!
حزب توده پس از شکست کودتای25مرداد بدون اجازه مصدق، همه روزه تا عصر27مرداد در خیابانها تظاهرات برپا کرده و با پایین کشیدن مجسمه های شاه و پدرش، شعار براندازی سلطنت و ایجاد جمهوری دمکراتیک سر میداد اما اکنون در زمان کودتای 28 مرداد که زمان عمل بود کیانوری از طریق تلفن! از مصدق می خواست کسب اجازه کند!.







این وبلاک توسط دوستداران استاد علی مرادی مراغه ای ایجاد شده و حاوی نوشته ها و مقالات و معرفی کتابهای ایشان می باشد...