خواندن کتاب در قبال آزادی

خبر خوبی در روزنامه های خارجی خواندم که کیف کردم و مدتها مرا از آنچه بر انتشارات چشمه ،ممیزی و فاجعه قتل کتاب و کتابت در کشورمان می گذرد فارغ کرد اگر چه آماری دقیقی از میزان مطالعه در کشورمان وجود ندارد اما بدون شک در اسف انگیزترین مرز بسر می بریم گویی آخرالزمان است.
نیازی به تنبیه یا لغو پروانه انتشاراتی ها از سوی وزارت ارشاد نیست چرا که صنعت نشر با عملکردهای وزارت ارشاد خود چنان کارد به استخوان رسیده که مثل دریاچه ارومیه در حال جان دادن هستند. دیروز رفتم ریشتراشی بخرم در این شهر لعنتی برای تنها ریش تراشیدن بیش از 60نوع ریشتراش در ویترین وجود داشت که همگی نیز ساخت چین، مالزی و یا بازار مشترک بودند اما از از پنج کتابفروشی که در این شهر در پنج سال پیش وجود داشت تنها یک کتابفروشی آنهم چه کتابفروشی که بیشتر شبیه یک زیر پله است مانده است هر موقع به آن سر میزنم پیرمرد چنان در خود مچاله شده که انگار تابلو "آخر عاقبت نسیه فروش" است و مدام از گله و شکایت که...
در خبری خواندم که در برزیل، دولت برای آزادی زندانیانی که گناهشان خیلی سنگین است آنان را ملزم کرده کتاب بخوانند تا آزاد شوند یعنی اگر زندانی یک کتاب بخواند در مقابل هر کتاب چهار روز از حبس اش کم و بخشوده میگردد!.
فقط نتیجه این پروژه را در نظر بگیرید که یک قاتل کم کم تبدیل به یک کتابخوان و انسان فرهیخته میگردد!
یک دولت باید به این افتخار بکند یعنی خواندن کتاب در قبال آزادی، نه حبس در قبال خواندن کتاب ...
این وبلاک توسط دوستداران استاد علی مرادی مراغه ای ایجاد شده و حاوی نوشته ها و مقالات و معرفی کتابهای ایشان می باشد...