کتاب"در دامگه حادثه"کتاب خواندنی است اما باید گفت که کمتر کتاب خاطراتی وجود دارد که اینهمه دروغ و افترا در آن وجود داشته باشد مصاحبه گر(عرفان قانعی فرد) نیز بعضا به کمک پرویز ثابتی شتافته و دروغهای او را مخصوصا در پاورقی ها تکمیل کرده است البته از آدمی چون او بعید نبوده و جای تجب نیست! تنها عجیب در اینجاست که بعضی مواقع مصاحبه گر دست ثابتی را از پشت بسته است!

به عنوان مثال در حمله به روشنفکران قانعی فرد چنین سئوال میکند:

سئوال(قانعی فرد):خیلی از این افراد فعال در حوزه فرهنگی را شما بردید تلویزیون مثل کوش آبادی و براهنی بخاطر توده ایی بودن بود و یا مسایل امنیتی یا نه در واقع اعتراف کردند و...

جواب(پرویز ثابتی):براهنی خیال نمی کنم به تلویزیون آمده باشد...آنهایی که از طریق ما sponsorشدند نیکخواه،سیاوش پارسانژاد،لاشایی،بهرام مولایی بودند ...(در دامگه حادثه:گفتگو با پرویز ثابتی.گفتگو از عرفان قانعی فرد.آمریکا،شرکت کتاب،1390.ص582)

می بینیم که قانعی فرد میکوشد براهنی را به همکار ی ساواک متهم کند اما پرویز ثابتی آنرا رد می کند این اقدام  مصاحبه گر که در سراسر کتاب دیده میشود و در اینجا مجال پرداختن نیست اما با عرض معذرت ما را به یاد این ضرب المثل ترکی می اندازد که" کون برگشته آفتابه را می شوید..."!

پرویز ثابتی راجع به صفرخان می گوید:

قهرمانی سرتیپ امین آزاد(فرمانده پادگان تبریز)را کشته بود و به حبس ابد محکوم شده بود"

 

شنیده ایم که جلادان به مرور زمان تمام سجایای اخلاقی شان فرو می ریزند اما مثل اینکه از حافظه نیز تهی میگردند. در این یک سطر پرویز ثابتی شش تا غلط وجود دارد و آنوقت،حدیث مفصل بخوانید از کل کتاب 700صفحه ایی:

اولا.قهرمانی نیست قهرمانیان هست.

 ثانیا. سرتیپ امین آزاد نبوده بلکه سرهنگ بوده.

ثالثا. امین آزاد نبوده بلکه معین آزاد بوده.

رابعا. فرمانده پادگان تبریز نبوده بلکه دامپزشك و مسوول ايلخي مراغه بوده.

خامسا.صفرخان معین آزاد را نکشته بلکه روسها او را کشته اند...

 

آقای علی مرادی مراغه ای نویسنده و پژوهشگر آذری در این مورد می نویسد:

 ...روسها شبي يحيي سالاري، فرماندار مراغه را به همراه سرهنگ معين آزاد (دامپزشك و مسوول ايلخي مراغه)؛ سرگرد صفوت، رئيس نظام وظيفه و ستوانيكم فريدون آذرنور، فرمانده پادگان مراغه را براي مذاكره دعوت كردند نامه كوماندانت شورويها به زبان آذري‌ بود و دعوت به مذاكره به منظور تأمين امنيت شهر ذكر شده بود از بين دعوت شدگان، فريدون آذرنور آن را نپذيرفت ولي فرماندار و معين آزاد پذيرفتند، سرگرد صفوت نيز همان موقع فرار كرد شب دعوت كه اوّل آذر و يا به نوشته‌اي دوم آذر 1324 بود بعد از ساعت 9 شب در موقع خروج فرماندار و معين آزاد از ساختمان كومانداني و طي 500 ـ 400 متر با تيراندازي مسلسل دستي معاون كوماندانت، [كه شخصي] ارمني به نام سومباط بود، آن دو نفر را با سربازي كه فانوس به دست داشت به خاك افكندند، سرباز فوراً‌ و فرماندار ساعت يك بعد از نيمه شب مردند. ولي معين آزاد زخمي‌ شد كه بعدها فرقه‌اي‌ها به طور ناجوانمردانه‌اي او را كشتند (از زندان رضاخان تا صدر فرقه دمكرات آذربايجان... نوشته علي مرادي مراغه اي _. تهران: نشر اوحدي، 1381.ص355.)

صفر قهرمانيان  قبل از ظهور فرقه، به مبارزه با فئودالها پرداخته بود، او در شيشوان از توابع عجب‌شير متولد شد و به همراه تعدادي از دهقانان آن خطه به گروه داداش پيوست صفرخان پس از شكست فرقه دموكرات، دستگير و به اتهام قتل سرهنگ معين‌آزاد ابتدا محكوم به اعدام و سپس با يك درجه تخفيف، مجازاتش به زندان ابد تقليل مي‌يابد او سالهاي متمادي در زندان مي‌ماند و سرانجام پس از سقوط رژيم پهلوي، بعد از تحمل بيش از سي سال زندان، آزاد مي‌شود و به عنوان طولاني‌ترين زنداني سياسي مورد استقبال مردم واقع میشود تا جایی که این استقبال مردمی برای محمدرضاشاه سئوال میشود. ثابتی به این مسئله چنین اشاره میگردد:

قره باغی روز ۴ آبان (سال ۵۷ ...)به من تلفن زد و گفت:

اعلحضرت فرمودند به ثابتی بگوئيد این یارو صفر قهرمانی کی بوده؟ که مردم اینهمه از وی تجليل و تمجيد کرده اند.

گفتم اعليحضرت مگر نمیدانند که من از دیروز برکنار شده ام؟...(در دامگه حادثه:گفتگو با پرویز ثابتی.گفتگو از عرفان قانعی فرد.آمریکا،شرکت کتاب،1390.ص544)

 

آری چه موافق و یا مخالف عقیده صفرخان باشیم چندان تفاوتی نمیکند اما در این شکی نیست که کسانی که زندگی خود را فدای مردم میکنند همیشه در دل مردم جای دارند تا جایی که استقبال از یک رعیت ساده اما شکست ناپذیر توسط مردم برای شخص اول مملکت یعنی قبله عالم سئوال برانگیز میشود.

دیری نخواهد گذشت که سرنوشت عجیب و غریبش که چون سرنوشت حاشیه نشینان و قومیتهای ایرانی عجیب و غریب است موضوع و درونمایه رمانها،فیلمها و حتی سریال خواهد بود...