14مرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد...
انتشار خبر وصول تلگرافهاى روحانيون تبريز به تهران، در شهرستانها موجب تهييج افكار عمومى و دليرى مردم گرديد و روحانيون اصفهان و شيراز نيز به مخابرهى تلگراف اقدام كردند و نيز تلگرافهايى در اين زمينه از علما و روحانيون شيعهى مقيم نجف اشرف به تهران رسيد.
در صف متشكل سربازان و افسران دولت نيز شكافى پديد آمده و عدهاى از سربازان و نظاميان باطنا هواخواه مشروطهطلبان شده و حتى عدهاى از آنان كه مقابل در ورودى سفارت انگليس به پاسدارى گماشته شده بودند، به پناهندگان سفارت پيوستند. اعضاى انجمنهاى مخفى و مليون نيز در تبليغ اصول رژيم مشروطه و تماس با مردم و آشنا ساختن آنان با مزاياى حكومت قانونى و مضرات و مفاسد رژيم استبدادى مىكوشيدند و مجموع عوامل فوق الذكر موجب قوت قلب پناهندگان سفارت گرديد و اينبار اهداف نهايى خود را به وسيلهى كاردار سفارت به اطلاع مظفر الدين شاه رساندند.
اهداف نهايى مليون عبارت بود از: عزل عين الدوله از صدارت، كيفر دادن قاتلين شهداى وطن، بازگشت دادن علما از قم و عودت دادن تبعيدشدگانى چون حاجى ميرزا حسن رشديه و ديگران به تهران و افتتاح دار الشوراى ملى .
شاه دستور داد تا جلسهى هيئت وزيران با حضور وزير خارجه تشكيل و به درخواستهاى مليون رسيدگى شود اما عين الدوله پيش از تشكيل جلسه از صدارت كنار رفت و جلسهاى تشكيل نشد و ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله، كه مردى آزاديخواه و روشنفكر بود، به صدارت منصوب گرديد.
عين الدوله از صدارت دست كشيد ولى هنوز طرفداران رژيم استبداد در دربار گرد شاه را گرفته و از وقوف كامل او بر جريان نهضت انقلابى جلوگيرى مىكردند. در اين موقع دامنهى شورش عمومى در تهران گسترش مىيافت و شاه بيمار در قصر صاحبقرانيه به خود مشغول بود و روزبهروز بر عدهى پناهندگان سفارت افزوده مىشد ادوارد براون از قول يك گواه ناظر بر اجتماع پناهندگان سفارت انگليس چنين مىنويسد: در حدود دوازده هزار تن در باغ سفارت خيمه برافراشتند. منظرهاى بس تماشايى بود و من يقين دارم كه شما را نيز خرسند خواهد ساخت. چه تصور فرماييد در هر نقطه از سفارت چادرى برپا شده و هزاران تن از هر طبقه، بازرگانان، عالمان، پيشهوران درهم فشرده شده باشند روزان و شبان با گردنهاى كشيده و با بردبارى گرد هم نشسته پافشارى نمايند كه پاى از سايهى پرچم انگليس فراتر نخواهند گذاشت تا به مراد مطلوب خود برسند. آنها با متانت و انضباط شايستهى تحسينى موقعيت گرفته و با وجود شمارهى قابل ملاحظهشان كمتر مزاحمتى دارند ... شايد تماشايى و برجستهترين صحنهى شب باشد. چه به تقريب در هر چادرى روضهخوانى دارد كه در حقيقت تابلويى ستودنى است. در اين خيمهها و محفلهاى شنوندگان كه روضهخوانش در صدر مجلس جاى مىگيرد. داستانهاى كهن حسين و حسن و فاجعهى كربلا نقل مىشود، در قسمتهاى غمانگيز، حضار به رسم ايرانى گريه را سر داده به سر و سينه مىزنند.
چون روزبهروز بر عدهى پناهندگان سفارت افزوده مىشد. سفارت انگليس رسما به ميانجيگرى برخاست و از دولت ايران خواست كه به درخواستهاى مردم پاسخ دهد و شورش را بخواباند. شاه كه تا اين زمان از حقايق نهضت انقلابى، بىاطلاع مانده و آن را يك جريان موقت و زودگذر پنداشته بود، چون به وسيلهى سفارت از حقيقت اوضاع آگاه شد. روز چهاردهم جمادى الثانى سال 1324 قمرى مطابق با 13 يا 14 مردادماه سال 1285 شمسى فرمان مشروطيت را صادر كرد و اينك عين فرمان كه اصل آن به خط احمد قوام (قوام السلطنه) و ممهور به مهر مظفر الدين شاه است، در اينجا نقل مىشود:
«جناب اشرف صدراعظم- از آنجا كه حضرت بارىتعالى جل شأنه، سررشتهى ترقى و سعادت ممالك محروسه ايران را به كف كفايت ما سپرده و شخص همايون ما را حافظ حقوق قاطبهى اهالى و رعاياى صديق خودمان قرار داده، لهذا در اين موقع كه ارادهى همايون ما بر اين تعلق گرفت كه براى رفاهيت و امنيت قاطبهى اهالى ايران تشييد و تأييد مبانى دولت اصلاحات مقنّنه به مرور در دو اثر دولتى و مملكتى به موقع اجرا گذارده شود، چنان مصمم شديم كه مجلس شوراى ملى از منتخبين شاهزادگان قاجاريه و علما و اعيان و اشراف و ملاكين و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دار الخلافهى تهران تشكيل و تنظيم شود كه در مهام امور دولتى و مملكتى و مصالح عامهى مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هيئت وزراى دولت خواه ما در اصلاحاتى كه براى سعادت و خوشبختى ايران خواهد شد، اعانت و كمك لازم را بنمايد و در كمال امنيت و اطمينان عقايد خود را در خير دولت و ملت و مصالح عامه و احتياجات قاطبهى اهالى مملكت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند كه به صحهى همايونى موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بديهى است كه به موجب اين دستخط مبارك، نظامنامه و ترتيبات اين مجلس و اسباب و لوازم تشكيل آن را موافق تصويب و امضاى منتخبين از اين تاريخ معين و مهياء خواهد نمود كه به صحهى ملوكانه رسيده و به عون اللّه تعالى مجلس شوراى ملى مرقوم كه نگهبان عدل است، افتتاح و به اصلاحات لازمهى امور مملكت و اجراى قوانين شرع مقدس شروع نمايد و نيز مقرر مىداريم كه سواد دستخط مبارك را اعلان و منتشر نمايند تا قاطبهى اهالى از نيات حسنه ما كه تماما راجع به ترقى دولت و ملت ايران است كما ينبغى مطلع و مرقه الحال مشغول دعاگويى دوام اين دولت و اين مجلس بىزوال باشند. در قصر صاحبقرانيه، به تاريخ چهاردهم 14 جمادى الثانيه 1324هجرى در سال يازدهم سلطنت ما».( ايران در دوره سلطنت قاجار، ص: 444)
تاريخ صدور فرمان مشروطه مقارن با روز تولد مظفر الدين شاه بود و پناهندگان سفارت به عنوان سپاسگزارى از شاه در جشن روز تولد شركت كردند و سر در سفارت انگليس با پرچمهاى سه رنگ ايران تزيين و چراغانى مفصل در شهر برپا شد و جمعى از زنان نيز در تهيه و تدارك جشنها شركت نمودند. اما چون در فرمان مشروطه فقط به طبقات معين از جامعه اشاره شده و نامى از توده و اكثريت مردم بهويژه طبقهى كشاورزان و كارگران يعنى ملت به ميان نيامده بود، زعماى پناهندگان شب هفدهم جمادى الثانى در خانه مشير الدوله جلسهاى تشكيل دادند و از صدارت اعظم خواستند كه فرمان ديگرى در تكميل فرمان مشروطه از طرف شاه صادر شود.
کسروی در این مورد مینویسد:
ولى چون فرمان مشروطه بيرون آمد و آن را چاپ كرده و بديوارها چسپانيدند، كوشندگان آنرا نپسنديده و با خواست خود سازگار نديدند و كسانى فرستاده چاپشدههاى آنرا از ديوارها كندند. زيرا در آن نام توده (ملت) برده نشده و از آنسوى جملههاى آن روشن نميبود. بدينسان نتيجه از فرمان بدست نيامد و چنين نهاده شد شب شانزدهم مرداد (17 جمادى الثانيه) نشستى از سران كوشندگان، در خانه مشير الدوله در قلهك، باشد و گفتگو بميان آيد و در نتيجه آن نشست بود كه شاه دوباره فرمان پائين را بيرون داد:
«جناب اشرف صدر اعظم در تكميل دستخط سابق خودمان مورخه 14 جمادى الثانيه» «1324 كه امر و فرمان صريحا در تأسيس مجلس منتخبين ملت فرموده بوديم مجددا براى» «آنكه عموم اهالى و افراد ملت از توجهات كامله هميون ما واقف باشند امر و مقرر ميداريم كه» «مجلس مزبور را بشرح دستخط سابق صريحا داير نموده بعد از انتخاب اجزاء مجلس» «فصول و شرايط نظام مجلس شوراى اسلامى را موافق تصويب و امضاى منتخبين بطورى» «كه شايسته ملت و مملكت و قوانين شرع مقدس باشد مرتب نمايند كه بشرف عرض و» «امضاى همايونى ما موشح و مطابق نظام نامه مزبور اين مقصود مقدس صورت و انجام پذيرد.»
مردم اين را پذيرفتند و بجنبش و شادمانى برخاستند. همان روز از سفارت رو بپراكندگى آوردند و بازارها را باز كردند و بچراغانى پرداختند. سه شب در شهر جشن و چراغانى با شكوهى ميبود. از آنسوى علماء در قم كه گفتههاى عضد الملك را نپذيرفته و همچنان ميماندند، به آگاهى از چگونگى آماده بازگشتن شدند و پسوپيش براه افتادند، و همگى در كهريزك گرد آمده و روز بيست و سوم مرداد بعبد العظيم درآمدند كه فردا روانه شهر گرديدند. مردم پيشواز بسيار بزرگى كردند و شاه كالسكههاى دولتى را براى سوارى آنان فرستاد و دوباره دو شب جشن و چراغانى بود.) تاريخ مشروطه ايران متن 120 فرمان مشروطه ..... ص : 118)
از مطالعهى دقيق و مقايسه دو فرمان مظفر الدين شاه دربارهى استقرار رژيم پارلمانى دو نكته به نظر مىآيد:
1- در نخستين فرمان از طبقات معين و مشخصى نام برده شده و به هيچوجه نامى از طبقهى كشاورز و كارگر يعنى اكثريت ملت به ميان نيامده است و در فرمان دوم كلمه ملت جانشين طبقات گرديده و بدينترتيب گروههاى انبوه دهقان و كارگر را شامل شده است.
2- در فرمان دوم، در مجلس شوراى اسلامى، جاى مجلس شوراى ملى مندرج در فرمان اول را گرفته و به دنبال آن تأكيد شده است كه در تنظيم و تدوين نظامنامه و قوانين و نظامات، قوانين شرع مقدس اسلام منظور گردد و چنين به نظر مىآيد كه عنوان كرد مجلس شوراى اسلامى و اصرار و تأكيد در توجه به قوانين شرعى در فرمان دوم از يك طرف براى جلب رضاى خاطر طبقهى روحانى و از سوى ديگر بدين منظور بوده است كه اكثريت ملت ايران را كه
بنابر آنچه پيشتر گفته شد به مذهب و ديانت سخت پابند بودند، با رژيم جديد موافق و هماهنگ سازند.
صدور فرمان مشروطه و تغيير رژيم سياسى ايران كه طى يك نهضت و انقلاب آرام صورت پذيرفت، شور و هيجان فوق العاده در ميان آزاديخواهان و مليون و مشروطهطلبان بهوجود آورد. پناهندگان سفارت انگليس از آنجا خارج و پراكنده شدند و روحانيون و علما در ميان استقبال پرشور مردم از قم به تهران بازگشتند و دو شبانهروز سراسر تهران غرق در جشن و سرور و شادمانى بود.( ايران در دوره سلطنت قاجار، ص: 445)
چون مظفر الدين شاه فرمان مشروطه را دستينه كرد بعد از پنج روز در ماه جمادى الثانيه سال 1324 درگذشت. جنازهاش را بكربلا نقل دادند و در رواق مرقد حضرت حسين (ع) مدفون شد بعد از وى فرزندش محمد على شاه از تبريز به تهران آمد و پادشاه ايران شد با آنكه بقرآن سوگند ياد كرده بود كه از مشروطه حمايت كند بسبب اطرافيان نابكار فريب خورده آشكارا مخالفت با مجلس شورى و آزاديخواهان نمود چنانكه در روز 23 جمادى الاولى سال 1326 مجلس شورى را توپ بست و بسيارى از آزادىخواهان را مانند ملك المتكلمين و جهانگير خان شيرازى مدير صور اسرافيل و غيرهما را يا كشت يا بزندان افكند. مردم آذربايجان مردانه قيام كردند و برياست ستار خان و باقر خان باتفاق آزاديخواهان گيلان و ايل بختيارى كه بسردارى حاج على قلى خان سردار اسعد بود از هر طرفى آهنك تهران كردند و روز 27 جمادى- الاولى تهران فتح شد و محمد على شاه قاجار كه تاج پادشاهى ايران بر سر او سنگينى ميكرد بسفارت روس پناه برد و از پادشاهى افتاد.( تاريخ نگارستان، متن، ص: 513)
چنانكه ديديم جنبش مشروطه را تهران پديد آورد، ولى پيشرفت آنرا تبريز بگردن گرفت.( تاريخ مشروطه ايران متن 127 ..... ص : 127)
این وبلاک توسط دوستداران استاد علی مرادی مراغه ای ایجاد شده و حاوی نوشته ها و مقالات و معرفی کتابهای ایشان می باشد...