تروتسکی و قاتلش
لینک کانال تلگرام:علی مرادی مراغه ای
https://t.me/Ali_Moradi_maragheie
تروتسکی به تازگی خرگوشها را غذا داده و در اتاق کارش بر روی صندلی نشسته روزنامه ای که قاتلش فرانک جکسون با خود آورده بود باز کرده مشغول خواندن بود یک مرتبه قاتل، تبر را از زیر کتش بیرون کشیده با تمام قدرت ضربه را بر سر تروتسکی فرود آورد تروتسکی به قاتل فرصت نداد تا ضربه دوم را فرود آورد و با سرسختی و اراده قوی که در طول زندگی اش همواره داشت بازوی قاتل را گرفته کشان کشان بسوی درِ اتاق برد و فریاد بلندی سر داد. زنش ناتالیا به همراه محافظانش سر رسیده بر سر قاتل ریخته شروع به زدن کردند تروتسکی دوباره فریاد زد که قاتل را زنده نگهدارید... حالا دیگر پلیسها نیز از بیرون رسیده و هر دو زخمی را به بیمارستان منتقل کرده بودند. تروتسکی از ضربهِ تبر، تنها 25ساعت دوام آورد...
تروتسکی بعدازظهر۲۰اوت ۱۹۴۰ در اتاق کارش در مکزیک بدست یکی از نزدیکترین همراهانش که از سوی استالین مامور شده است ترور شد بسیاری از سیاستمداران حزب کمونیست شوروی، تروتسکی را جانشین حتمی لنین میدانستند، اما با مرگ لنین،اختلافات استالین و تروتسکی آغاز شد بزودی تروتسکی به خاری در چشم استالین تبدیل شده بود.در تصفیه های بزرگ استالین، تروتسکی ابتدا از حزب کمونیست اخراج و سپس به قزاقستان تبعید و در۱۹۲۹م از کشور بیرون رانده شد. او پس از ۴ سال اقامت در ترکیه، مدتی به فرانسه و نروژ رفت و سرانجام در سال ۱۹۳۶درخواست پناهندگی او از سوی دولت مکزیک پذیرفته شد و در کشورِ زاپاتا متوطن شد. البته تروریستها آنی راحتش نمیگذاشتند یک روز ۲۰ مرد مسلح به خانهٔ تروتسکی حمله کردند رهبرشان یکی از نقاشان دیواری مکزیک و هوادار استالین، دیوید آفارو سیکروس بود خانه را از سه طرف زیر رگبار گلوله گرفته بودند. پس از این ماجرا، خانه را به درهای فلزی و برجهای دیدبانی مجهز کردند و گردشهای بیرون از خانه ممنوع شد تروتسکی اکثر صبحها به شوخی به زنش میگفت: ناتاشا یک روز دیگر هم گذاشتند زنده بمانیم. چرا که میدانست که حملهٔ بعدی به زودی انجام خواهد شد. فقط مشخص نبود از کجا.اما این بار حمله از درون خانه توسط یکی از عمال استالین که به درون خانواده رخنه کرده بود صورت گرفت.
قاتلش فرانک جکسن(=مرکادر) که در کودکی پدر و مادرش از هم جدا شده و دوران کودکیش را همراه مادرش در فرانسه گذرانده بود همچون مادرش به عضویت حزب کمونیست در آمده و به عنوان تک تیرانداز برای ان.کا.وِ.دِ خدمت می کرد تا تروتسکیست های اسپانیایی را ترورکنند و تاکنون به شخصه ۲۰ نفر را به قتل رسانده بود! به مدت دوسال با منشی تروتسکی سیلویا آگلف طرح دوستی ریخته نامزد شدند تا از طریق او بتواند به عنوان یک تحسین کننده کانادایی عقاید تروتسکی با او ملاقات خصوصی داشته باشد. او را پس از دستگیری،به مقامات مکزیکی تحویل داده به بیست سال زندان محکوم شد وقتی در سال ۱۹۶۰م از زندان آزاد شد و به هاوانا رفت ازطرف فیدل کاسترو از او استقبال و مشاور کاسترو شد یک سال بعد به شوروی رفت و به عنوان قهرمان اتحاد جماهیر شوروی از او تقدیر شد و نشان لنین را دریافت کرد.در سال ۱۹۷۸ در هاوانا درگذشت و در مسکو به خاک سپرده شد. او در موزه کا گ ب شهر مسکو جایگاه افتخاری دارد.
تنها ایمان یقینی و مشحون از تعصب، قادر به کشتن است ایمانی که عاری از هر تخمِ شکی باشد. ایمانِ تعصب آمیز و کورکورانه، همیشه ویرانگر است بی آنکه قادر باشد برای آباد کردن،حتی خشتی را بر روی خشتی بنهد. خودِ تروتسکی، کوچکترین شکی در حقانیتِ ایمانش و رسالت تاریخی اش نداشت از وقتی که مبارزه اش را در زیر آن بیرقِ داس و چکش دار آغاز کرد و تا زمانی که در قبر کوچکش که باز سنگش اینک، آراسته به همان داس و چکش است قرار گرفت بر همان باور تزلزل ناپذیر و بقول خودش«جبر تاریخی» که معتقد بود عمل میکرد.اما نباید فراموش کرد که قاتل او نیز ایمانش، تزلزل ناپذیر بود از وقتی که از آن درهای امنیتی می گذشت و در وقتی که تبر را فرود می آورد یقین داشت که دارد به رسالت تاریخی اش عمل میکند و این شعر چارلز توملینسون انگلیسی ورد زبانش بود:
زین ضربه که فرود آرم آینده همی سازم
آنگاه که تبر فرود آید زآینده بسازد حال
بر تارک بالای هر موج بیاویزد
موجی که تو گویی خود هرگز نه فرور ریز...

این وبلاک توسط دوستداران استاد علی مرادی مراغه ای ایجاد شده و حاوی نوشته ها و مقالات و معرفی کتابهای ایشان می باشد...