💥شکستهایی که از آنها عبرت گرفته نمی شود...!
✍️ علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅شکستها فاجعه بار هستند اما عبرت نگرفتن از آنها فاجعه بارتر. هنگامیکه تعصبات دُگم جایگزین عقلانیت و نقد میگردد در واقع هر گونه روزنه عبرت بسته میشود و در نتیجه، اشتباه از نو تکرار میگردد. به تعبیر جوزف کمبل:
«...و دلیلی ندارد که این نغمه ها همچنان در آینده ساز نشود...از سوی مردم عاقل برای مقاصد عاقلانه و یا از سوی افراد نابخرد و دیوانه در راه بیهودگی و فاجعه...»
🌾وقتي در تابستان 1514م. قشون چهل هزار نفری قزلباشان صفوی در دشت چالدران با قشون صدهزار نفری سلطان سليم عثمانی روبرو شدند، در واقع، این اولین جنگ ایرانِ کهنه در مقابل دنیای مدرن بود، دنیای مدرنی که با توپ و سلاحهای گرم چون شبحی بر آستانهِ در نشسته بود و ایرانیان آن را ندیدند و به خاطر همین، شکست سرنوشت سازی خوردند.
و عجیب اینکه شاه صفوی اصلا استفاده از سلاح گرم را نامردی میدانست و عجیب تر اینکه در شب نبرد چالدران، با قزلباشان به افراط نوشیده کاملاً مست بودند و عقل از سرشان بدر رفته بود...!
🌾در چالدران، در یک طرف قشونِ عثمانی بود مجهز به ارابه و توپخانه آتشین و در طرف دیگر، قزلباشان صفوی مجهز به نيزه، شمشیر، تير، گرز و خنجر و البته سرشار از شور و غیرت...!
اما علت اصلی شکست ایرانیان، افکار کهنه و خشک مغزی بود که به غرور و تکبر نیز آلوده بود به حدی که قزلباشان به شکست ناپذیری مرشد کاملشان(اسماعیل صفوی) ایمان داشتند!
صف آرایی دو لشکر در دشت چالدران، دقیقا شبیه صف آرایی ژاپن نو و سنتی در فیلم آخرین سامورایی به کارگردانی ادوارد زوئیک در سال ۲۰۰۴ بود.
🌾عجیب اینکه وقتی قشون سلطان سلیم شروع به آرایش جنگی میکنند و ارّابه ها و توپها، قشون ایرانی را به صورت نیم دایره احاطه میکنند دو تن از سردارانِ ایرانی پیشنهاد میکنند که قبل از اینکه دشمن به آرایش جنگی بپردازد، بر آنان بتازیم و مانع شویم. اما درمقابل، دورمش خان پیشنهاد میکند که چون شاه اسماعیل رسالت غیبی دارد و شکست ناپذیر است پس «ما مكث میكنيم تا آنچه مقدور ايشان است از قوّت به فعل آورند...» و شاه اسماعیل، پیشنهاد دورمش خان را قبول میکند! (أحسن التواریخ،...ج ۲،ص۱۰۸۳) و میگوید«هر چه مقدر الهی است به ظهور می آید»(تاریخ عالم آرای صفوی...ج1ص42). در نتیجه، سلطان سليم كه در طرّاحى جنگ برجسته بود(انقلاب الإسلام بین الخواص و العوام...ص ۱۶۳) به راحتی به آرایش جنگی پرداخت که بقول حسن بيگ روملو،عثمانی ها در استفاده از توپخانه، چنان ماهر بودند كه از يك فرسنگ مسافت، هدف را میزدند(احس التواریخ...ص ۱۴۴).
🌾سرانجام،همین تعصبات وهم آلود، سرنوشت جنگ را رقم زد و دشت چالدران مشحون از اجساد قزلباشان گشت آنان با تمام توان جنگیدندخود شاه اسماعیل نیز جانفشانیها کرد و از دوش و از پا زخمى شده بیحال در زمين گل و لاى افتاده(انقلاب الإسلام بین...ص۱۱۰)چیزی نمانده بود دستگیر شود که قزلباشی خود را به اسم شاه اسماعيل معرفى كرد تا شاه نجات یابد! به جز 85 نفر، تمامی قزلباشان طعمه توپها شدند...
🌾چراکه دیگر، سرنوشت جنگ را زور و بازو و جانفشانی رقم نمیزد بلکه فکر نو و تکنیک تعیین میکرد و در نتیجه، تبریز، ارومیه، کردستان و همدان به دست عثمانی افتاد. معدود قزلباشانِ جان بدر برده، شاه زخمی را نجات دادند اما زخمِ کاری وقتی بر قلبِ شاه 27ساله نشست که شنید زنش بهروزه خانم اسیر دشمن شده و سلطان سلیم برای اینکه «قلب اردبيل اوغلى را بیشتر بسوزاند»(انقلاب الإسلام بین...ص ۱۳۷) زن او را به یکی از سردارانش پیشکش نمود و داستان اسارت بهروزه خانم یکی داستانیست پر آب چشم و موضوع رمانهاى تاريخى ...
🌾افسانه شکست ناپذیری «مرشد کامل» نقش بر آب گشت، عقیده قزلباشانِ جان برکفش متزلزل شد. شاه دیگر از این شکست و تحقیر کمر راست نکرد مخصوصا وقتی بعدا شنید بهروزه خانم باردار شده و پسری زاییده. شاه ماتم گرفت و دست از جنگ كشید و غرق در زنان و الکل شد، كاسه سر دشمن اش، شيبك خان را طلاکوب کرده مدام در آن شراب مینوشید(اسماعیل نامه...ص ۱۲۷) و همین افراط گری باعث مرگ زودرس اش شد...
اما آخرین فاجعه این بود که تاریخنگاری صفوی بجای اینکه شکست چالدران را تحلیل خردمندانه کند تا چراغ راه آیندگان گردد به بافتن جفنگیاتی پرداخته و علت شکست را حکمت بالغه الهی دانسته که «چون اگر در این جنگ هم پیروز میشد ارادت قزلباشان به او به چنان درجه میرسید که از دین گمراه میشدند»!(جهانگشای خاقان...ص506)
و این در واقع، خاک پاشیدن بر چشمان نسلهای بعدی بود تا عبرت نگیرند و در نتیجه، آن فاجعه را به مراتب بدتر و تکان دهنده تر در دورِ دوم جنگهای ایران با روسیه تکرار کنند و برسند به ترکمنچای...
تصویر زیر: گورهای هزاران قزلباش کشته شده چالدران.👇🏻👇🏻👇🏻

این وبلاک توسط دوستداران استاد علی مرادی مراغه ای ایجاد شده و حاوی نوشته ها و مقالات و معرفی کتابهای ایشان می باشد...