✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
🌾روز جمعه ۲۹ اسفند ماه ۱۳۹۹، علی خاوری رهبر حزب توده در 98 سالگی درگذشت او در ۱۳۰۲ در مشهد به دنیا آمد و  در ۹۸ سالگی به دلیل ایست قلبی در آلمان درگذشت.
خاوری از سال 1320 به عضویت حزب توده درآمد و پس از تحمل پانزده سال حبس، در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد پس از انقلاب، در 1361و 62 که حزب توده غیرقانونی شد و رهبران آن دستگیر شدند علی خاوری در خارج از ایران بوده و تا زمانِ درگذشت اش، رهبر این حزب بوده، البته حزبی که دیگر تنها نامی و یا سایتی و مجله ای بیش، از آن نمانده...!
 در طول حیات هشتاد ساله حزب توده، علی خاوری به مدت تقریبا 80سال به عنوانِ عضوی مومن و متعصب در رویای آن مدینه فاضله زیست.
 همیشه در رویا زیستن، لذتبخش تر از دیدن واقعیتِ عریان است مخصوصا وقتی که واقعیت، تلخ باشد و برخلافِ رویاها و آمال ما...

 🌾علی خاوری در پای عقیده اش سختی های زیادی کشید و البته در سراسرِ زندگی سیاسی اش، لحظه ای از قربانی کردنِ منافع ملی مردم ایران در پای منافعِ رفیق بزرگ یعنی روسیه، درنگ نکرد چون معتقد بود آنچه اصل است خدمت به جنبش کمونیستی جهانی و انترناسیونال است و باقی همه فرع...!
به همین خاطر، برخی منابعِ دست اول، گزارش متقنی از گزارشهای مخفیانه و یا جاسوسی او به مقامات روسیه داده و حتی او را «علی خبرکش»  نامیده اند! به عنوان مثال، ناصر زربخت در خاطرات خود مینویسد که خاوری حتی از رفقای هم حزبی اش در زمانی که در چین بودند به روسها مخفیانه خبر میداده:
«چند ماهی گذشت و حادثه ای پیش آمد که سر و صدایش همه جا پیچید جریان این بود که یکی از رفقای مقیم چین از علی خاوری کتابی طلب میکند تا مطالعه کند خاوری کتاب را به او میدهد وقتی کتاب را برای مطالعه باز میکند کاغذی لای کتاب میبیند که خاوری فراموشش کرده بود آنرا از لای کتاب بردارد. او نامه را خوانده متوجه میشود که عنوان نامه به کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی است او کنجکاوانه آنرا تا آخر میخواند میبیند مضمون نامه، گزارش در باره یکایک ایرانیان همکارش برای رفقای شوروی است. وی نامه را در روز جلسه حزبی شان بمیان میگذارد و از خاوری توضیح میخواهند طبیعتا این مسئله همه را بر ضد خاوری برمی انگیزاند و از خاوری میخواهند که آیا چنین پرونده ای از شما خواسته شده یا اینکه خودش برای جلب رضایت روسها آنها را نوشته ای؟ خاوری جواب صریحی نمیدهد و میگوید نامه ایست که به حزب کمونیست شوروی نوشته ام اگر برای سفارت شاهنشاهی و یا سفارت آمریکا نوشته بودم عیب داشت...!»(بنگرید به: گذار از رنج: یادمانده های یک توده ای در تبعید،ناصر زربخت، آغازی نو،1373،ص69)

✅ و سخن آخر اینکه، نوع نگاه و عقیده اش به جامعه سوسیالیست روسیه  یادآور دکتر پانگلوس، کاراکتر رمان «کاندید» اثر ولتر بود که حتی در بدترین شرایط نیز اصرار داشت که بهترین جهان ممکن است...!